
من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر
امشب از دل من شكایت می كنم عشق را با غم روایت می كنم
ساقیا ! ای من فدای دست تو ده شرابی تا شوم سرمست تو
ساقیا! خواهم شراب ناب ناب تا كند هر ذره ام را آفتاب
سالها می را نمودم جستجو تا شدم یك لحظه [با] او روبرو
اندر آن ظلمت سرای پر پلید ناگهان جام می ساقی رسید
شور عشقش در دلم شد منجلی باده را دیدم بگفتم یا علی(ع)
سرکشیدم باده را من بر ملا تا شوم عازم به دشت كربلا
خون زدست و پیكرم فواره كرد عشق «هو» آخر مرا صد پاره كرد
سالگرد عروج ملکوتیش گرامی باد