نگاه از بالا به فتنه ی تشکیلاتی جامعه اسلامی
با توجه به اتفاقات چند روز اخیر به نظر می رسد فضای فتنه آلود و غبار زده ی تشکل نیاز به یک نگاه مجدد و بررسی دوباره دارد تا در زیر رگبار پیامک های ضد و نقیض و جنگ رسانه ای(!) حق و باطل ،و سره و ناسره از یکدیگر بازشناخته شود.
با گذشت سی سال از انقلاب ، کم کم و به مرور دشمنِ برانداز ضعیف و ضعیف تر شد تا آنجا که عملا از صحنه کنار رفت و به گوشه ی صفحات تاریخ خزید و به اغما رفت. در جبهه ی مقابل ولی اتفاقات دیگری در شرف یا در حال وقوع بود. با کنار رفتن دشمن خارجی و آرام شدن طوفان های براندازی از بیرون، سر و صداهایی از داخل شنیده شد که چیزی نبود جز صدای ترک خوردن و باز شدن شکاف های عقیدتی و فکری ای که درون انقلاب و درون شخصیت ها ی انقلابی وجود داشت . کسانی که تا دیروز تمام قد در برابر دشمن بیگانه ایستاده بودند ، حالا که دشمن از صحنه طرد شد ، کم کم با هم مواجه شدند و گرایشات یکدیگر را کاویدند و به یکدیگر پرداختند. اگر تا دیروز تجمل گرا و ساده زیست در یک جبهه بودند ، حالا که صحنه عوض شد و ورق به نفع آنان برگشت ، همین شکاف های بعضا جزیی فکری و عقیدتی باز و بازتر شد تا اینکه حوادث پس از انتخابات را رقم زد و فتنه ای ایجاد کرد که حاصل آن واپسین دست و پا زدن های یک گرایش فکری بود که داشت آرام آرام از انقلاب کنده می شد و به تاریخ می پیوست.
اینگونه حوادث در هر جامعه و تشکلی لا جرم به وجود می آید. برای مثال می توان به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اشاره کرد . این تشکل که در ابتدای تاسیس دشمن سر سخت تفکرات لیبرالی و بنی صدر بود ، پس از مدتی و و با کنار رفتن بنی صدر و افول لیبرالیسم در ایران مواجه شد با شکاف های فکری و عقیدتی در درون خود که به دلیل بزرگ بودن این شکاف ها و عدم مدیریت صحیح به انحلال سازمان در سال 1361 منجر شد.
اینگونه شکاف ها در هر تشکلی ناچار اتفاق می افتد که اتفاقا اگر به خوبی مدیریت شود مطمئنا باعث تصفیه ی تشکل و محکم تر شدن پیوند های تشکیلاتی خواهد شد . علاوه بر آن ، فضای فتنه باعث شناختن دیدگاه های مختلف پیرامون یک موضوع و آشنایی با دیدگاه حق می شود که علاوه بر واکسینه کردن تشکیلات، باعث پخته تر شدن اعضا خواهد شد.
آنچه در چند روز اخیر رخ داد در واقع نقطه ی عطفی است -جنگ سرد گونه- که تشکل جامعه برای رسیدن به بلوغ ناچارا باید از آن بگذرد و این مرحله ی حساس را به سلامت طی نماید و آن نقطه ی عطف جدا شدن تفکری بدلی و ناقص از تشکیلات است که واپسین دست و پای خود را می زند که یا باقی بماند یا کل تشکل را همراه خود به قعر نابودی بکشاند. و آن تفکر بدلی و اشتباه نگاه انحرافی به تشکل و تشکیلات است . نگاهی که متاسفانه از ابتدا برای بعضی از افرادی که وارد تشکل شدند و حتی رده های بالایی از تشکل را هم اختیار کردند وجود داشت ولی همان طور که قبلا گفته شد به دلیل وجود دشمن خارجی و روشن بودن جبهه ی جنگ زیاد مورد توجه قرار نگرفت ، اما پس از پیروزی در این صحنه و به کرسی نشستن گفتمان جبهه ی عدالت خواه ، کم کم این اختلافات و این شکاف ها سر باز کرد تا بدان جا رسید که آن صحنه های فجیع در انتخابات دفتر مرکزی اتفاق افتاد و آن رفتار شنیع از عده ای دیده شد و می شود.
اما آن نگاه انحرافی به تشکیلات چه بود؟ می توان به تشکیلات به دو گونه نگریست ، گونه ی اول دیدگاه مجاهدین خلقی و گونه ی دوم تشکیلات جمهوری اسلامی. در تشکیلات مجاهدین خلق نگاه به تشکیلات نگاهی است سلسله مراتبی که در آن دو موضوع عمده دنبال می شود: اولا مسئله ی مافوق و زیر دست و این که زیر دست به اقتضای درجه باید اطاعت محض از مافوق داشته باشد( تشکیلات هرمی یا مخروطی) و ثانیا گفتمان سازی همراه با ورود اشخاص به گفتمان به عنوان یکی از شاخصه ها و پارامتر ها ی گفتمان. به عبارت دیگر در این دیدگاه علاوه بر ایجاد گفتمان ، اشخاص نیز به عنوان یکی از اصول مطرح می شوند و همراه گفتمان در جامعه جولان می دهند و احیانا در صورت غلبه ی گفتمانشان باید خود اشخاص نیز در صدر آن، کارها را به ید قدرت خود و هم قطارانشان بگیرند. در واقع اشخاصی که این دیدگاه را دارند از تشکل به عنوان سکوی پرشی استفاده می کنند که به وسیله ی آن با ایجاد رابطه با بزرگان سیاسی و مسئولین کشور، رزومه ای برای خود بسازند و آینده ی درخشانی رقم زنند.ولی در نگاه تشکیلات جمهوری اسلامی نه اولی مطلوب است نه دومی. در این دیدگاه اولا موضوع مافوق و زیر دست به آن شکل مطرح نیست بلکه در این جا اعضای عادی و در واقع زیردستان اهمیت دارند. چیزی که از آن به نخبه پروری تعبیر می شود. در این دیدگاه مهمترین وظیفه ی تشکل نخبه پروری و پر و بال دادن و پناه دادن به کسانی است که از فضای فاسد جامعه و جو آلوده ی دانشگاه به یک تشکل اسلامی پناه آورده اند . در ثانی در این دیدگاه فقط گفتمان به جامعه عرضه می شود هر چند گفتمان سازان برای نهادینه کردن تفکرات و عقایدشان زیر فشار قرار گیرند و با مشکلات متعدد مواجه شوند. این دیدگاه عاشق خدمت است نه طالب قدرت. و این است آن دیدگاه درستی که باید باقی بماند و با یاری خدا و مساعدت دوستان باقی خواهد ماند .
دسته دسته کردن تشکل کار پسندیده ای نیست ولی کسانی که با تحریم انتخابات و اصلاح یک سویه ی اساسنامه و آن رفتار های انجام شده در بعد از ظهر روز انتخابات (که این قلم به دلیل زشت و شنیع بودنشان از ذکر آنها معذور است )، در واقع در صدد برآمدند تا برای هدف ناپسند خود ، ابزار ناپسند تری مثل ضربه زدن به بیت المال را به کار بندند و خود را طیف مشهد نامیده اند باید بدانند که آلت دست کسانی شده اند که ازتفکر مجاهدین خلقی در مورد تشکیلات پیروی می کنند و این یعنی جدا شدن از تشکل و از دست دادن فرصت خدمت. در همین جا از همه دوستان عاجزانه درخواست دارم مجددا به افعال خود بیندیشند و راه خود را از کسانی که جز بی آبرو کردن تشکل در سطح کشور هدفی ندارند جدا نمایند. بیایید نگذاریم جامعه بیش از این از دانشجو نا امید شود.